كلياتي درباره پژوهش

 

1. تعريف جامع تحقيق: گردآورى اطلاعات و پردازش آنها.

چنين تعريفى همه انواع تحقيق را اعم از موارد ذيل دربرمى‏گيرد:

ترجمه(بازآفرينى يك اثر به زبان ديگر)،

تصحيح(احياى يك اثر كهن)،

تفسير(بيان مراد متن)،

استنباط(استخراج حكم شرعى از ادله شرعى از جمله متون‏ دينى)،

شرح(توضيح متن يك اثر)،

نقد(بيان محاسن و معايب يك چيز)،

تطبيق(مقايسه دو چيز با همديگر و بيان جهات اشتراك و افتراق آنها)،

تقسيم(بيان اجزا و جزئيات يك چيز)،

تعميم(بيان قدر مشترك چند چيز)،

تبيين علمى(بيان علت‏هاى يك رويداد)،

استنتاج(نتيجه‏گيرى از اطلاعات حاصله).

 

2. تعريف روش تحقيق

چگونگى گردآورى اطلاعات و پردازش آنها به منظور انجام كارى نو بر روى متن يا موضوعى‏ كارنشده يا حل مسئله‏اى حل نشده.

يادآورى: روش تحقيق منطق تحقيق دانسته‏شده است؛ يعنى همچنان كه منطق‏ قوانينى را براى درست فكر كردن به دست مى‏دهد، روش تحقيق نيز قواعدى را براى‏ درست تحقيق كردن عرضه مى‏كند.

روش تحقيق در اصل شاخه‏اى از منطق بوده است. در منطق روش صحيح فكر كردن‏ به طور نظرى و فارغ از كاربرد آن در علوم بيان مى‏شود؛ اما در روش تحقيق روش صحيح فكر كردن به طور عملى و تطبيقى يعنى متناسب با هر يك از علوم بيان مى‏گردد.

روش فكر در منطق نظرى عبارت است، از گردآورى اطلاعات ذهنى و كشف ربط و ملازمه ميان آنها به منظور معلوم ساختن يك مجهول. روش تحقيق نيز عبارت از گردآورى اطلاعاتى است در هريك از علوم كه از رهگذر ربط و ملازمه برقرار كردن ميان آنها مجهولى معلوم مى‏شود. به اين ترتيب مى‏توان گفت كه روش تحقيق عبارت‏است از روش تفكر منطقى در علوم.

منطق را دو نوع دانسته‏اند: منطق صورى يا نظرى كه عبارت از همان منطق ارسطويى است و روش صحيح فكر كردن را معرفى مى‏كند و منطق عملى يا روش‏شناسى كه روش‏ درست تحقيق كردن را متناسب با علوم مختلف نشان مى‏دهد.

 

3. روش‏هاى تحقيق در علوم اسلامى

3. 1. قياسى، استقرائى و علمى

روش‏هاى تحقيق را در علوم مختلف از جمله علوم اسلامى مى‏توان به لحاظ صورت و سير تحقيق و تفكّر به سه نوع قياسى، استقرائى و علمى تقسيم كرد:

الف. روش قياسى: برخى بر اين نظرند كه نخستين روش تحقيقى كه به منصه ظهور رسيد، روش قياسى بود كه آن را به ارسطو و يونانيان نسبت دادند. روش قياسى عبارت از توضيح پديده‏اى جزئى با تكيه بر انديشه‏اى كلى و جزمى بود. به گزاره‏اى كه انديشه كلى را تعبير مى‏كرد، كبرا و به گزاره‏اى كه پديده جزئى را بيان مى‏كرد، صغرا و به گزاره‏اى‏ كه انديشه كلى را بر پديده جزئى كلى تطبيق مى‏كرد، نتيجه مى‏گفتند.

ب. روش استقرائى: آورده‏اند كه فرانسيس بيكن اولين كسى بود كه روش پژوهش قياسى را در تبيين علمى پديده‏هاى طبيعى كارا ندانست و پيشنهاد كرد، به جاى مراجعه به انديشه‏هاى عقلى و كلى و جزمى در تبيين علمى پديده‏هاى طبيعى به خود پديده‏هاى‏ طبيعى مراجعه شود و از رهگذر مشاهده منظم خود آنها علل پيدايش آنها كشف گردد.

اين روش تحقيق را روش استقرائى ناميدند. در روش استقرائى پديده‏هاى طبيعى را به طور جداگانه مورد مشاهده و مطالعه مى‏كنند و از رهگذر آن به نتيجه‏گيرى و كشف علت مى‏پردازند.

يادآورى: روش پژوهش استقرائى به تنهايى روش كاملى براى كشف علل طبيعى نبود؛ چون مشاهده پديده‏هاى طبيعى بدون توجه به يك انديشه كلى همانند گردآورى‏ مهره‏ها بدون رشته‏اى است كه آنها را به هم پيوند دهد؛ لذا چندان به يك تعميم يا نظريه منتهى نمى‏شود. چنان كه مشاهدات اوليه داروين درباره زندگى حيوانات نتوانست، به نظريه‏اى در مورد تكامل انسان بيانجامد. تا اين كه ملاحظه كتاب توماس مالتوس، ذهن‏ داروين را به اين فرضيه كشاند كه تنازع بقا انتخاب طبيعى انواع مختلف حيوانات است و به موجب آن گونه‏هاى غير اصلح ازبين مى‏روند و گونه‏هاى اصلح باقى مى‏مانند.

ج. روش علمى: به اين ترتيب، بهترين روش تحقيق تركيبى از قياس و استقرا دانسته شد و از آن به روش علمى‏ تعبير گرديد. كبرا در اين روش عبارت از يك انديشه جزمى نبود؛ بلكه عبارت از پيش‏فرض يا فرضيه‏اى بود كه با جمع‏آورى و تجزيه و تحليل داده‏ها مورد آزمايش‏ قرار مى‏گرفت.

يادآورى‏1: جان ديوئى براى اين روش پژوهش الگوى ذيل را پيشنهاد كرد كه از آن به روش حل مسئله نامبردار شده‏است:

1. شناخت و تعريف مسئله؛

2. ساختن‏ فرضيه(گمان، پيش‏فرض، حدس بخردانه)؛

3. جمع‏آورى، تنظيم، و تجزيه و تحليل داده‏ها؛

4. تنظيم نتايج؛

5.تأييد، ردّ يا تعديل فرضيه، از راه آزمودن پيامدهاى آن در موقعيت خاص.

يادآورى‏2: مراد از تجزيه و تحليل داده‏ها بحثى است كه همه ابعاد و اطراف آنها را فرابگيرد و به همه زواياى آنها نفوذ كند تا امور علمى پنهان در آنها را كشف نمايد.

تحليل به اين معنا با تحليل منطقى كه عبارت از تقسيم اشيأ به امور متباين است، تفاوت دارد.

 

3. 2. نقلى، عقلى و تجربى

روش‏هاى تحقيق در علوم گوناگون از جمله در علوم اسلامى از نظر نوع داده‏ها و گزاره‏هايى كه از آنها استفاده مى‏شود، به عقلى، نقلى و تجربى تقسيم مى‏گردد.

الف. روش نقلى: روش نقلى‏ عبارت است از بررسى متون نقلى و آن در سه مرحله انجام مى‏شود:

1. بررسى وثاقت سندى متن كه از طريق تجزيه و تحليل اطلاعات مربوط به راويان متن صورت مى‏گيرد.

2. بررسى سلامت متن كه كه از طريق عرضه متن بر ادله معتبر نقلى و عقلى و تجربى انجام مى‏شود؛

3. كشف مدلول متن كه با مراجعه به قرائن مقالى و مقامى متن حاصل مى‏گردد.

در اين روش از اسناد و مدارك نقلى بهره‏بردارى مى‏شود. بسيارى از تحقيقاتى كه در علوم عقلى- نقلى مانند اخلاق، كلام و اصول فقه يا علوم نقلى نظير فقه، حديث، رجال، تفسير، تاريخ و لغت انجام مى‏شود، پژوهش نقلى به شمار مى‏روند.

ب. روش عقلى: روش عقلى عبارت از بررسى افكار و مبادى عقلى بر پايه قواعد منطق ارسطويى است و در پنج مرحله انجام مى‏شود:

1. مواجهه با مشكل(مجهول)؛

2.شناخت نوع مشكل؛

3. حركت ذهن(عقل) از مشكل به معلومات موجود نزدش؛

4. حركت ذهن ميان معلومات براى جستجوى در آنها و تركيب معلوماتى كه براى حل مشكل مناسب است؛

5. حركت ذهن از معلومات تركيب يافته به سوى مشكل.

در اين روش از گزاره‏هاى عقلى استفاده مى‏شود. اين گزاره‏ها دو نوع‏اند: گزاره‏هاى نظرى و گزاره‏هاى عملى. گزاره‏هاى نظرى مانند اجتماع و ارتفاع نقيضين محال است يا اجتماع ضدين محال است و گزاره‏هاى عملى مانند عدالت حَسَن است يا تكليف فوق طاقت قبيح است.

بسيارى از پژوهش‏هايى كه در علوم عقلى‏ مانند فلسفه و منطق يا علوم عقلى نقلى‏ مثل اخلاق، كلام و اصول فقه انجام مى‏شود، از نوع پژوهش عقلى است. جهت آن اين است كه نوع موضوعاتى كه در اين علوم بررسى مى‏شود، اغلب غيرمادى و مجرد مانند خدا، قيامت، روح، عقل و مانند آنهاست.

ج. روش تجربى: روش تجربى با پايه استقرأ از طريق مشاهده و آزمايش‏ است و در چهار مرحله انجام مى‏شود:

1. تعيين مشكل؛

2. طرح فرضيه، كه عبارت است از گزاره‏اى كه به طور موقت براى رابطه ميان دو متغير يا بيش‏تر بيان مى‏شود؛

3. انجام مشاهده يا آزمايش؛

4. نتيجه‏گيرى.

در چنين روشى از داده‏هاى حسى و تجربى كه به طريق مشاهده، مصاحبه، پرسش‏نامه، آزمايش و مانند آنها حاصل مى‏شود، بهره‏بردارى مى‏گردد. پژوهش‏هايى كه‏ در علوم جديد اعم از علوم انسانى و غيرانسانى انجام مى‏شود، از همين نوع است. جهت آن اين است كه نوع موضوعاتى كه در اين علوم بررسى مى‏شود، حسى و عينى است.

اين تعريفى كه از پژوهش تجربى به دست داده شد، پژوهش تجربى به معناى عام‏است. همان‏طور كه آمد، در تحقيقات ميدانى پژوهش تجربى يكى از انواع پژوهش‏ در پديده‏هاى حسى و عينى‏است و پژوهش در اين پديده‏ها انواع ديگرى نيز دارد.

 

3. 3. تاريخى، توصيفى، همبستگى، موردى و تجربى‏

روش‏هاى تحقيق را در علوم مختلف از جمله در علوم اسلامى مى‏توان به اعتبار حجم موارد تحقيق و غرض از تحقيق به تاريخى، توصيفى، همبستگى، موردى و تجربى تقسيم كرد.

يادآورى: روش‏هاى تحقيق در اين تقسيم‏بندى تمايز كاملى از يكديگر ندارند؛ چون در همه آنها گونه‏هايى از مشاهده، توصيف و تجزيه و تحليل وجود دارد. جهت ذكر اين تقسيم‏بندى درك بهتر و عينى‏تر روش‏هاى تحقيق است.

الف. روش تاريخى: در روش تاريخى‏ موضوع معينى كه در گذشته در يك مقطع زمانى اتفاق افتاده‏است، بررسى مى‏شود. محقق در آن مى‏كوشد، از طريق گردآورى‏ اطلاعات(اسناد و مدارك) مربوط به موضوعى تاريخى و بررسى صحت و سقم آن اطلاعات و نيز تجزيه و تحليل آنها به كشف حقايق مربوط به آن موضوع دست پيدا كند.

روش تحقيق تاريخى‏ به لحاظ آن كه رويدادهاى تاريخى قابل تكرار و مشاهده مستقيم نيستند و اطلاعات مربوط به آنها همچو ماكتى مى‏ماند كه تكه‏هايى از آن گم‏ شده‏است و محقق مى‏خواهد از طريق تجزيه و تحليل‏هاى ذهنى بر روى اطلاعات موجود به يافتن آن تكه‏هاى گم شده بپردازد، مشكلات خاص خود را دارد.

مراحل تحقيق تاريخى به اين قرار است:

‏1. بيان موضوع يا مسئله؛

2. بيان هدف يا فرضيه؛

3. جمع‏آورى اطلاعات؛

4.نقد اطلاعات؛

5. تجزيه و تحليل اطلاعات؛

6. بيان نتايج.

در تحقيقات تاريخى محقق به دو طريق به نقد و بررسى صحت و سقم اطلاعات‏ مى‏پردازد: يكى به طريق نقد بيرونى، اين‏گونه كه بررسى مى‏كند، آيا اطلاعات واقعى‏اند (بررسى صدق و كذب راوى) و ديگر به طريق نقد درونى، اين‏گونه كه بررسى مى‏كند، آيا اطلاعات تصويرى واقعى از رويداد تاريخى ارايه مى‏كنند(بررسى صحت و سقم‏ درك راوى).

ب. روش توصيفى: در روش توصيفى حوزه تحقيق موارد بسيارى‏است و محقق در آن سعى مى‏كند، ويژگى‏هاى مشترك آن موارد را همان‏طور كه هست، بدون هرگونه دستكارى استخراج كند. به اين نوع از پژوهش به جهت آن كه در آن همه موارد به طور عميق و دقيق بررسى نمى‏شوند، نگرش پروازى هم گفته‏اند.

ج. روش همبستگى: در اين نوع از پژوهش نيز حوزه تحقيق موارد بسيارى را دربرمى‏گيرد؛ اما محقق در آن مى‏كوشد، دو يا چند دسته از اطلاعات مختلف مربوط به يك گروه يا يك دسته از اطلاعات مربوط به دو يا چند گروه مختلف را با هم مقايسه كند؛ به اين منظور كه رابطه يك يا چند عامل را با يك يا چند عامل ديگر كشف كند و ميزان‏ همبستگى ميان آنها را به دست آورد.

د. روش موردى: در پژوهش موردى حوزه تحقيق يك مورد خاص نظير يك فرد يا يك خانواده يا يك گروه يا يك مؤسسه و يا يك جامعه محدود است و پژوهشگر در آن تلاش مى‏كند، ويژگى‏هاى خاص آن يك مورد را به طور جامع بررسى كند.

موردى بودن پژوهش اين امتياز را دارد كه محقق مى‏تواند به نتايج دقيق‏تر و عميق‏ترى از آن دست پيدا كند و اين عيب را دارد كه نمى‏توان يافته‏هاى تحقيق مربوط به آن را به موارد ديگر تعميم داد.

هـ. روش تجربى: در اين نوع از پژوهش محقق در مجموعه مورد تحقيقش دستكارى مى‏كند و به بررسى نتايج آن مى‏پردازد. او يك گروه را كه گروه تجربى ناميده مى‏شود، تحت شرايط خاصى قرار مى‏دهد تا رفتار آنان را با گروه ديگرى كه گروه شاهد خوانده مى‏شود و تحت آن شرايط خاص نيست مقايسه كند و از اين رهگذر به چگونگى تأثير آن شرايط خاص در رفتار گروه تجربى پى ببرد.

نمونه چنين پژوهشى بررسى تأثير آواى قرآن كريم بر ميزان سطح هوشيارى بيماران كمايى ناشى از ضربه مغزى است. در اين پژوهش براى گروهى از بيماران كمايى قرآن پخش كردند(گروه تجربى) و براى گروهى ديگر از آنان قرآن پخش نكردند(گروه شاهد) و نتيجه گرفتند كه ميزان سطح هوشيارى(متغير وابسته) در بيماران كمايى كه قرائت قرآن كريم(متغير مستقل) را شنيده‏اند، از گروهى كه قرائت قرآن را نشنيده‏اند(گروه شاهد) بيش‏تر است.

يادآورى: انواع تحقيقات اخير در تحقيقات ميدانى و موضوعات عينى و موجود مطرح‏است؛ مع الوصف مى‏توان آنها را به تحقيقات كتابخانه‏اى و موضوعات تاريخى نيز تعميم داد و به اين ترتيب، بررسى ديدگاه علامه طباطبائى درباره يهوديان مدينه در عصر پيامبر اسلام(ص) را نمونه‏اى از پژوهش موردى برشمرد و بررسى ديدگاه‏هاى دانشمندان اسلامى درباره يهوديان مدينه در عصر پيامبر اسلام(ص) را نمونه‏اى از پژوهش توصيفى دانست و بررسى رابطه ميان نوع باورهاى قبلى مشركان مكه و نوع اتهامات آنان به پيامبر اسلام(ص) را نمونه‏اى از پژوهش همبستگى خواند.

 

4. محورهاى پژوهشى در علوم اسلامى

در هر پژوهشى از جمله در پژوهش‏هاى اسلامى ممكن است، يكى از اين موارد مسئله، موضوع و متن محور قرار بگيرد و گردآورى و پردازش اطلاعات بر محور آنها صورت بگيرد؛ به اين ترتيب، سه نوع پژوهش پدپد مى‏آيد:

1. مسئله‏پژوهى،

2. موضوع‏پژوهى

3. متن‏پژوهى.

 

4. 1. مسئله‏پژوهى

پژوهشى را كه محور آن يك يا چند سؤال علمى‏ مشخصى باشد كه تاكنون دانشمندان به آنها هرگز پاسخ‏نداده‏اند يا اگر پاسخ داده‏اند، پاسخ‏ها قانع‏كننده نيست، مسئله‏پژوهى يا پژوهش مسئله‏محور مى‏گويند.

يكى از نمونه‏هاى پژوهش‏هاى مسئله‏محور پژوهش درباره تعارض ميان فلسفه نسخ و محدوديت دوره نسخ به دوره 23 ساله نزول قرآن است.

توضيح آن كه از سويى فلسفه نسخ در قرآن رعايت مصالح و شرايط عصرى دانسته شده و اظهار گرديده است كه نخست، آيه‏اى حاوى حكمى شرعى متناسب با مصالح و شرايط موجود نازل مى‏شد و مردم به آن عمل‏ مى‏كردند. پس از مدتى كه آن مصالح و شرايط تغيير مى‏كرد، آيه‏اى متضمن حكم شرعى ديگر متناسب با مصالح و شرايط جديد نازل مى‏گرديد و بر مردم لازم بود، به حكم‏ شرعى جديد عمل كنند.

از سوى ديگر گفته مى‏شود، دوره نسخ به همان مدت 23ساله نزول قرآن محدود است و پس از آن احكام اسلام ثابت است و هيچ تغييرى در آنها رخ‏ نخواهد نمود. در اينجا سؤال پاسخ‏نيافته‏اى وجود دارد و آن اين است كه مگر مصالح و مقضيات در همان دوره 23ساله نزول قرآن تغيير مى‏كرده است؟ اگر همواره مصالح و مقتضيات تغيير مى‏كند، آيا مى‏توان گفت: نسخ آيات قرآن امرى دائمى است؟

 

ويژگي‌هاي مسئله‏پژوهى

الف. مسبوق بودن به سؤال علمى: محور چنين پژوهشى سؤال علمى است و آن سؤالى است كه از تتبّع و تدبّر برخيزد، نه از جهل و عدم مطالعه. بايد دانست كه سؤال دو نوع‏ است: سؤال جاهلانه و سؤال عالمانه. سؤال جاهلانه سؤالى است كه نوعاً آن را عوام‏ مطرح مى‏كنند و معمولاً در آثار موجود پاسخ‏هاى روشنى براى آن وجود دارد؛ اما سؤال عالمانه سؤالى است كه براى علماى متتبّع مطرح مى‏شود و چنان است كه آنان تاكنون يا به آن سؤال توجه نكرده‏اند و يا اگر توجه كرده‏اند، پاسخى براى آن نيافته‏اند و يا اگر پاسخى يافته‏اند، آن را قانع‏كننده نمى‏دانند. چنان كه آشكار است، سؤال علمى زمانى‏ براى عالم و پژوهشگر مطرح مى‏شود كه مهم‏ترين آثار مربوط به يك موضوع را مطالعه كرده و به مطالب و مباحث آنها اشراف علمى پيدا كرده‏باشد؛ بنابراين آنان كه در طرح‏هاى پژوهش خود بدون مطالعات كافى سؤالاتى را مطرح مى‏كنند كه نوعاً پاسخ آنها داده شده و از اين رهگذر نوع پژوهش خود را مسئله‏محور معرفى مى‏كنند، بيراهه مى‏روند. سؤال علمى اغلب وقتى اظهار وجود مى‏كند كه پژوهشگر بر اثر مطالعات فراوان و عميقِ آثار مختلف با تعارض و اختلاف اقوالى مواجهه مى‏شود و مى‏خواهد با پژوهش صحت و سقم آنها را روشن سازد.

ب. معدود و مرتبط بودن سؤالات: در پژوهش‏هاى مسئله‏محور يك يا چند سؤال مشخص وجود دارد كه تمام مباحث پژوهش بر محور آنها سامان پيدا مى‏كند، نه سؤالات‏ فراوان و ريز و درشت و احياناً بى‏ربط به يكديگر. سؤالات پژوهش‏هاى مسئله‏محور دو دسته‏اند: سؤالات اصلى و سؤالات فرعى. معمولاً سؤالات اصلى يك يا چند سؤال‏ معدود و كلى‏است و سؤالات فرعى از تجزيه و تحليل سؤالات اصلى و كلى به دست مى‏آيد. به‏همين‏رو پاسخ به سؤال يا سؤالات اصلى درگرو پاسخ به سؤالات فرعى خواهد بود.

ج. داشتن فرضيات: در پژوهش‏هاى مسئله‏محور ايجاب مى‏كند، پژوهشگر به پاسخ‏هاى خامى كه آنها را فرضيات مى‏خوانند، دست يافته باشد و انتظار است كه آنها را در فرم طرح تحقيق گزارش نمايد.

ترديدى نمى‏توان داشت كه پژوهش مسئله‏محور مهم‏ترين نوع پژوهش است؛ زيرا اغلب از رهگذر آن نظريات نو پرداخته مى‏شود و مرزهاى دانش مى‏گسترد؛ به‏همين‏رو آنان كه رسالت پژوهش را نظريه‏پردازى و گسترش مرزهاى دانش مى‏دانند، اساساً تحقيقى را كه مسئله‏محور نباشد، پژوهش نمى‏خوانند.

 

4. 2. موضوع‏پژوهى

گاهى محور پژوهش يك موضوع مشخصى است كه اطلاعات مربوط به آن در يك يا چند اثر به طور پراكنده وجود دارد و پژوهشگر قصد دارد، آن‏ اطلاعات را يكجا و مرتب سازد و به بررسى آنها پردازد؛ بدون آن كه لزوماً درباره موضوع، مطالعات قبلى گسترده‏اى انجام داده و بر مباحث آن اشراف علمى پيدا كرده‏ باشد و نيز بدون آن كه لزوماً در طى مطالعه‏اش بر روى آن موضوع با سؤالاتى علمى معينى مواجه گرديده باشد. چنين پژوهشى را بايد پژوهش موضوع‏محور يا موضوع‏پژوهى نامبردار ساخت. برخى از نمونه‏هاى موضوع‏پژوهى عبارت‏اند از:

آداب حسنه از نظر قرآن،

آراى اختصاصى علامه طباطبايى در تفسير الميزان،

اسباب‏ النزول در مجمع البيان.

 

4. 3. متن‏پژوهى

گاهى محور پژوهش يك متن معين است و پژوهشگر قصد دارد، آن را تصحيح يا ترجمه يا شرح و يا نقد كند. اين نوع از پژوهش را مى‏توان پژوهش متن‏ محور يا متن‏پژوهى ناميد؛ چون در آن محور متن معينى با تبويب و ترتيب مشخصى است و هر بحث و مطلبى بايد بر محور آن مطرح شود.

شمارى از پژوهش‏هاى متن‏ محور عبارت‏اند از:

ترجمه و نقد و بررسى بخش‏هايى از آثار آندروريپين،

تحقيق و تصحيح كتاب سرّالخطاب فى تفسير الكتاب،

نقد و بررسى كتاب الوحدة الموضوعية فى القرآن الكريم.

يادآورى: بسا در يك پژوهش موضوع‏محور يا متن‏محور به سؤالاتى علمى نيز پرداخته شود؛ منتها آن سؤالات محور مباحث و مطالب نيست و لذا به موجب وجود آن‏ سؤالات در چنين تحقيقاتى نمى‏توان آنها را مسئله‏پژوهى دانست.

متأسفانه ملاحظه مى‏شود، گاهى متوليان پژوهش در مراكز آموزش عالى‏ اين سه محور تحقيقى را از يكديگر متمايز نمى‏سازند و با تقليد كوركورانه از فرم‏هاى طرح تحقيق مرسوم در پژوهش‏هاى ميدانى از دانشجويان علوم قديم از جمله دانشجويان الهيات و معارف‏ اسلامى الزاماً مى‏خواهند كه حتى براى پژوهش‏هاى موضوع‏محور يا متن‏محور بيان‏ مسئله و فرضيه داشته باشند.

 

5. مراحل پژوهش

به نظر مى‏رسد، عموم پژوهش‏ها اعم از مسئله‏پژوهى، موضوع‏پژوهى و متن‏پژوهى‏كمابيش چهار مرحله نسبتاً متمايز را به اين ترتيب طى مى‏كنند:

1. طراحى؛

2. اجرا؛

3. نگارش؛

4. گزارش.

 

5. 1. طراحى پژوهش

پژوهش بسان ساختمانى است كه بايد ساخته شود يا مانند لباسى بايد دوخته شود. همان‏طور در ساختن ساختمان تهيه نقشه لازم است يا همان‏طور كه در دوختن لباس رسم طرحى ضرورت دارد، در انجام شايسته پژوهش نيز چنين‏ نقشه و طرحى اجتناب‏ناپذير است كه از آن به طرح تحقيق تعبير مى‏كنند و معمولاً در مراكز آموزش عالى، فرم ويژه‏اى براى آن فراهم و به پژوهشگران عرضه مى‏كنند.

 

5. 2. اجراى پژوهش‏

در مرحله اجرا طرح تحقيق صورت عينى و عملى به خود مى‏گيرد. در اين مرحله اطلاعات لازم نخست گردآورى و سپس پردازش مى‏شود؛ بنابراين اجراى طرح در دو مرحله به انجام مى‏رسد:

1.گردآورى يا تتبّع؛

2.پردازش يا تدبّر.

الف. مرحله تتبّع يا گردآورى: در اين مرحله از كتابخانه‏ها به‏ويژه كتابخانه‏هاى تخصصى بهره‏گيرى لازم به عمل خواهدآمد و منابع كافى درخصوص هر يك از ريز موضوعات‏ مطالعه خواهدشد و يادداشت‏هاى مورد نياز فراهم خواهدگرديد و سرانجام دسته‏بندى و مرتب خواهدشد.

ب. مرحله تدبّر يا پردازش‏: در اين مرحله بر روى هر يادداشت و نيز هر دسته‏يادداشت انديشه‏ورزى مى‏شود و در قالب‏هاى فكرى ذيل مورد بهره بردارى قرار خواهد گرفت:

تعريف(توضيح موضوعات مبهم)؛

تحليل منطقى(ذكر اجزا و جزئيات)؛

شرح(توضيح مواضع مشكل متن)؛

نقد(بيان معايب و محاسن)؛

تفسير(بيان مراد متن)؛

استنباط(استخراج حكم شرعى يك موضوع از ادله شرعى به ويژه متون دينى)؛

مقايسه(بيان جهات اشتراك و افتراق)؛

تبيين علمى(بررسى علل پيدايش يك رخداد)؛

استنتاج(بيان لوازم منطقى اطلاعات).

يادآورى: برخى از محققان مانند مورچه‏اند. همان طور كه مورچه به گردآورى دانه مى‏پردازد، بدون آن كه آنها را بخورد، اين دسته از محققان نيز به تتبّع و گردآورى‏ اطلاعات مى‏پردازند، بدون آن كه به تدبّر بر روى آنها بپردازند.

در مقابل برخى مانند عنكبوت‏اند. همان‏طور كه عنكبوت به گردآورى طعمه‏ نمى‏پردازد و تار مى‏تند تا اين كه طعمه‏اى نصيب او بشود، اين دسته از محققان نيز بدون‏ اين كه اطلاعاتى را گردآورند، به تخيّل و توّهم مى‏پردازند.

برخى نيز مانند زنبور عسل‏اند. همان‏گونه كه زنبور عسل شهد گل‏ها را مى‏مكد و عسل مى‏دهد، اين دسته از محققان نيز اطلاعات ارزشمند را با دهان عقل خود مى‏مكند و نظريه‏هاى نو مى‏پردازند.

 

5. 3. نگارش پژوهش

پس از گردآورى و پردازش اطلاعات حاصل از پژوهش به نگارش و ويرايش پژوهش اهتمام مى‏شود. نگارش و ويرايش پژوهش در هفت مرحله‏ صورت مى‏پذيرد:

1. تنظيم؛

2. چرك‏نويس؛

3. بازبينى؛

4. پاك‏نويس؛

5. ويرايش؛

6.حروف‏چينى؛

7. نمونه‏خوانى.

يادآورى: نگارش پژوهش بيش‏تر شبيه بنّايى يا نقّاشى و يا مجسمه‏سازى است كه ابتدا، چارچوب و دورنماى كلى معين مى‏شود و به تعبير ديگر سفت‏كارى صورت‏ مى‏گيرد و سپس، ظرايف و جزئيات در ادامه و بلكه در پايان مشخص مى‏گردد و به‏ عبارت ديگر نازك‏كارى انجام مى‏شود.

الف. تنظيم: در ابتدا نظم و ساختارى كه در طرح تحقيق پيش‏بينى شده و در پژوهش‏نامه‏ها رعايت مى‏گردد، در دسته‏بندى و مرتب‏سازى اطلاعات اعمال مى‏گردد.

البته لزومى ندارد، همه اجزا و جزئيات ساختار پژوهش‏نامه از جمله صفحات اول در همان آغاز نوشتار رعايت شود.

ب. چرك‏نويس: در اين مرحله مطالب بدون وسواس و بازنگرى به نگارش درمى‏آيد و چنانچه تنقيحى لازم افتد، بدون محو كردن نوشته‏هاى نامنقّح و تنها با رسم خطى به‏ دور آن به دنبالش صورت منقّح نوشته مى‏شود.

ج. بازبينى: در اين مرحله مطالب نوشته‏شده چندبار مرور مى‏شود و با وسواس و دقت لازم موارد عيب و نقص چرك‏نويس شناسايى و با استفاده از علايم ويرايشى در نوشتار درج مى‏گردد.

د. پاك‏نويس‏: در اين مرحله به بازنويسى چرك‏نويس ويرايش شده و اعمال اصلاحات پرداخته مى‏شود.

هـ. ويرايش‏: بسيارى از پژوهشگران به خصوص پژوهشگران نوپا كه بيان و قلمى ناتوان دارند، نيازمندند كه نوشتار خود را پس از پاكنويس به ويراستارى توانا بسپارند.

و. حروف‏چينى: پس از ويرايش بايد دست‏نوشت حروف‏چينى و به عبارت ديگر ماشين‏نويسى شود.

ز. نمونه‏خوانى: تقريباً آخرين مرحله نگارش مقابله متن ماشين شده با دست‏نوشت است تا اغلاط تايپى اصلاح گردد.

ح. گزارش پژوهش‏: از حدود ميانه نگارش پژوهش مجال‏هاى متعدد و متنوعى براى عرضه پژوهش فراهم مى‏شود كه عبارت‏اند از:

1. سمينار شش‏ماهه؛

2. سمينار پيش‏دفاع؛

3. دفاع.

سمينار شش‏ماهه: در برخى از مراكز آموزش عالى مقرر است كه پژوهشگر در دوره دكترا پس از تصويب طرح تحقيق هر شش‏ماه يك‏بار در جلسه‏اى با حضور استادان‏ راهنما و مشاور گزارشى از پيشرفت كار تحقيق ارايه كند.

سمينار پيش‏دفاع: در مراكز آموزش عالى‏ در دوره دكترا معمول است كه وقتى پژوهش‏هاى رساله به پايان رسيد، پژوهشگر نسخه‏اى از صورت نهايى رساله را به‏ هريك از استادان راهنما و مشاور تحويل داده، طى جلسه‏اى با حضور آنان به گزارش‏ صورت نهايى پژوهش خود بپردازد و استادان نيز آخرين پيشنهادهاى اصلاحى خود را به پژوهشگر انعكاس دهند تا او آن پيشنهادها را در رساله معمول كرده، خود را براى‏ دفاع نهايى از رساله آماده سازد.

دفاع: پژوهشگر در دوره‏هاى تحصيلات تكميلى اعم از كارشناسى ارشد و دكترا موظف‏است، نسخه‏اى از آخرين ويرايش پژوهش‏نامه خود را به هريك از استادان راهنما و مشاور، و نيز تعدادى داور كه به توسط مركز آموزش عالى مربوط تعيين مى‏گردد، تحويل دهد تا پس از مطالعه آنان طى جلسه‏اى با حضور آنان و اغلب شمارى‏ از دانشجويان به دفاع از پژوهش خود بپردازد.

 

 

موضوعات اساسي طرح پژوهشي

1. نوع تحقيق‏

الف. مسئله‏پژوهى(تحقيق درباره‏ىِ يك يا چند سئوال مشخصِ پاسخ‏نيافته يا پاسخِ منقح نيافته)

ب. موضوع‏پژوهى(گردآورى متون پراكنده و تحليل و جمع‏بندى آنها)

ج. متن‏پژوهى(ترجمه و تحقيق يا تصحيح و تحقيق يك متن يكپارچه)

د. بنيادى / نظرى( صرفاً نتايج نظرى و علمى دارد)

هـ. كاربردى(نتايج آن براى بهينه‏سازى عملكرد اشيا يا اشخاص يا سازمان‏ها يا مجموعه‏ها به كار مى‏رود)

و. درون‏رشته‏اى(ويژه‏ىِ موضوعات درون يك رشته)

ز. ميان‏رشته‏اى (در زمينه‏ىِ موضوعات مشترك ميان دو يا چند رشته)

2. جزئيات تحقيق

2. 1. معرفى موضوع/ مسئله/ متن تحقيق‏

بيان موضوع / مسئله‏ىِ تحقيق(ويژه‏ىِ موضوع‏پژوهى و مسئله‏پژوهى)

بيان سئوالات اصلى و فرعى(ويژه‏ىِ مسئله‏پژوهى)

بيان فرضيات اصلى و فرعى( ويژه‏ىِ مسئله‏پژوهى)

معرفى متن يا متون مورد تحقيق(ويژه‏ىِ متن‏پژوهى)

معرفى مؤلف يا مؤلفان متن يا متون مورد تحقيق (ويژه‏ىِ متن‏پژوهى)

2. 2. بيان اهميت موضوع/ مسئله/ متن: (ذكر فوايد علمى يا كاربردى)

2. 3. بيان پيشينه‏ىِ تحقيق: (ذكر سابقه‏ىِ ديدگاه‏ها و تحقيقات در زمينه‏ىِ موضوع/ مسئله/ متن و بيان كمبودها و اشكالات آنها)

2. 4. ذكر ريز تحقيق‏

عناوين اصلى و فرعى فصول(ويژه‏ىِ مسئله‏پژوهى و موضوع‏پژوهى)

موارد تحقيق(ويژه‏ىِ متن‏پژوهى):

الف. استخراج مآخذ (ذكر آدرس آثارى كه مؤلف از آنها نقل كرده‏است)

ب. استدراك مآخذ (ذكر آدرس آثارى كه مؤلف از آنها نقل نكرده، ولى همان مطالب يا مشابه آن در آن آثار نيز وجود دارد)

ج. نقد مطالب (تأييد يا ردّ مطالب متن)

د. شرح الفاظ يا عبارات دشوار متن

هـ. شرح اعلام

و. تصحيح متن

ز. ترجمه‏ىِ متن

نمايه‏سازى(مشترك):

الف. فهرست آيات

ب. فهرست احاديث

ج. فهرست اشعار و امثال

د. نمايه‏ىِ اعلام

هـ. نمايه‏ىِ واژگان

2. 5. بيان روش تحقيق

روش گردآورى:

الف. كتابخانه‏اى

ب. ميدانى (مشاهده؛ مصاحبه؛ پرسش‏نامه)

روش پردازش:

الف. شرحى(استخراج مآخذ، استدراك مآخذ، استدراك مطالب، شرح الفاظ و عبارات دشوار، شرح اعلام)

ب. نقدى(بيان معايب و محاسن يك شخصيت/ مكتب/ عملكرد/ واقعه/ نظريه/ روايت)

ج. تفسيرى (كشف مراد متن)

د. استنباطى(استخراج حكم شرعى يك موضوع)

هـ . توصيفى (بيان ويژگى‏هاى يك شخصيت/ مكتب/ عملكرد/ واقعه/ نظريه)

و. تحليلى(بيان اجزا يا جزئيات يك چيز)

ز. مقايسه‏اى / تطبيقى(بيان جهات اشتراك يا افتراق دو شخصيت / مكتب/ عملكرد/ واقعه/ نظريه)

ح. تبيينى (بررسى علل پيدايش يك پديده)

ط. استنتاجى(كشف لوازم منطقى يك يا چند قضيه)

2. 6. فهرست منابع: (فارسى، عربى، لاتين و مقالات به تفكيك)

2. 7. زمان‏بندى تحقيق:(پيش‏بينى تفصيلى مدت انجام تحقيق به تفكيك مراحل يا فصول تحقيق)