تاریخگذاری سوره محمد(ص)

 

 

گردآورنده: سیده زهرا میری

 

استاد: دکتر نکونام

 

 

پاييز86


چکیده

یکی از مباحث مهمی که در تفسیر و فهم قرآن بسیار مؤثر است دانستن زمان دقیق نزول هر سوره و آیه است و از آنجایی که مفسران و مورخان با دقت کمی به بیان زمان نزول سوره ها پرداخته‌اند -به گونه‌ای که در بعضی موارد تناقضهایی نیز وجود دارد- پرداختن به این موضوع بسیار با اهمیت است. لذا در این مقاله سعی می‌شود با استفاده از بررسی آیات سوره و روایات سبب نزول و با استفاده از زمان نزول سوره‌های قبل و بعد سوره زمان تقریبی نزول این سوره به دست آید، در مورد سوره محمد(ص) باید گفت حدود تقریبی نزول این سوره سال ششم هجرت می‌باشد.

 

کلید واژه: سوره محمد (ص)، واحد نزول، جهاد، اسیر، فدیه.

 

مقدمه

این سوره به خاطر آیه دوم آن محمد (ص) نام گرفته است و به مناسبت مطرح شدن موضوع جهاد در آن نام دیگرش سوره قتال ‌می‌باشد، در واقع مسئله جهاد و جنگ با دشمنان اسلام مهمترین موضوعی است که بر این سوره سایه افکنده است و این مهمترین قرینه‌ای است که دلالت بر مدنی بودن این سوره می‌کند، چون مسأله جهاد و جنگیدن با دشمنان فقط در زمان حکومت پیامبر (ص) در مدینه مطرح بود و قبل از آن و در مکه مسلمانان قدرتی نداشتند تا بتوانند به پشتوانه آن به جنگ با مشرکان بروند، قرینه دیگر بر مدنی بودن این سوره بیان سرنوشت مؤمنان و کفار در آخرت است زیرا توصیف نعمتهای بهشتی و عذابهای جهنم از ویژگی‌های سور مدنی است، ما در این مقاله برآنیم تا با پاسخ به سؤالهای زیر تاریخ دقیق نزول این سوره یا حدود تقریبی آن را بیابیم.

1.    تعیین تعداد واحدهای نزول

در ابتدا باید دید آیا این سوره یک واحد نزول داشته است یا از واحدهای نزول متعددی تشکیل شده است؟ به عبارت دیگر آیا این سوره دفعی النزول بوده است یا تدریجی النزول؟ زیرا اگر تمام آیات این سوره به لحاظ لفظی و محتوایی به هم متصل باشند باید به طور قطع گفت که این سوره یک واحد نزول را تشکیل می‌دهد و به طور دفعی و یکپارچه نازل شده است، اما اگر در مواضعی از سوره ملاحظه شد که میان آیات انقطاع لفظی و محتوایی وجود دارد باید احتمال داد که این سوره مشتمل بر بیش از یک واحد نزول است و تدریجی نازل شده است. هر چند این یک قانون کلی و صد در‌صدی نیست چون بسا ظاهراً میان آیات سوره‌ای انقطاع لفظی و محتوایی وجود داشته باشد اما در عین حال به طور دفعی و یکجا نازل شده باشد.

ارتباط این موضوع با بحث ما این است که اگر سوره ای یک واحد نزول بیش نباشد تنها باید به جستجوی یک تاریخ نزول گشت، در حالی که اگر سوره‌ای بیش از یک واحد نزول داشته باشد باید برای هر یک از آن واحد نزولها یک تاریخ نزول جداگانه یافت. برای بررسی این امر ما از آیه یک تا آخر این سوره را ذکر نموده و پس از هر آیه آن را از نظر اتصال به آیات قبل بررسی می کنیم:

آیه اول: الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ.

آیه دوم: وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ. ارتباط این آیه با آیه قبل لفظی است زیرا این آیه به وسیله واو عطف به آیه قبل متصل است.

آیه سوم: ذلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْباطِلَ وَ أَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثالَهُم. اتصال این آیه به آیه قبل محتوایی است زیرا در این آیه دلیل حکمی را که در آیه قبل برای مؤمنان آمده بود بیان می‌کند.

آیه چهارم: َإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها ذلِكَ وَ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لكِنْ لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ وَ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمالَهُمْ ارتباط این آیه به قبل ارتباط لفظی است و این حرف فاء عطف است که این آیه را به آیه قبل ارتباط می‌دهد.

آیه پنجم: سَيَهْدِيهِمْ وَ يُصْلِحُ بالَهُم‏. این آیه نیز به وسیله ضمیری که به آیه قبل برمی‌گردد به آن مرتبط است.

آیه ششم: وَ يُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُمْ. این آیه هم با ضمیر و هم با واو عطف به آیه قبل متصل است.

آیه هفتم: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ. ارتباط این آیه با قبل محتوایی است زیرا در آیات قبل سخن از جهاد و جنگ با دشمنان اسلام بود لذا در این آیه میفرماید: اگر خدا را یاری کنید (یعنی به جنگ با دشمنان دین خدا بروید و رسول خدا را یاری کنید چون یاری رسول خدا به منزله یاری خداست) خدا نیز شما را یاری می‌کند.

آیه هشتم: وَ الَّذِينَ كَفَرُوا فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ. این آیه به وسیله واو عطف به ماقبل معطوف است.

آیه نهم: ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُم‏. این آیه نیز با اصطلاح ذلک بأنّ دلیل زیانکاری و بر باد رفتن اعمال کافران را بیان می‌کند هر چند می‌توان ضمیر هم را که به کفار برمی‌گردد دلیل اتصال لفظی این آیات دانست.

آیه دهم: أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لِلْكافِرِينَ أَمْثالُها .ارتباط این آیه به قبل به وسیله فاء عطف و لفظی است.

آیه یازدهم: ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى‏ لَهُم.‏ در این آیه نیز با اصطلاح ذلک بأنّ دلیل حکم آیه قبل بیان شده است و لذا اتصال محتوایی است.

آیه دواردهم: إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَما تَأْكُلُ الْأَنْعامُ وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُمْ. ظاهراً از این آیه به بعد میان آیات انقطاع به وجود آمده است اما می توان گفت از نظر محتوا این آیه به آیات قبل مرتبط است چون در آیات قبل بحث از مؤمنان و کافران و اعمال آنها بود و در این جا سخن از سرنوشت این دو دسته افراد در جهان آخرت است و لذا باید گفت در واقع انقطاعی وجود ندارد.

آیه سیزدهم: وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِنْ قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْناهُمْ فَلا ناصِرَ لَهُمْ. ارتباط این آیه به قبل به وسیله واو عطف و لفظی است.

آیه چهاردهم: أفَمَنْ كانَ عَلى‏ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ كَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُم. ‏این آیه نیز با فاء عطف به قبل متصل است.

آیه پانزدهم: مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَ لَهُمْ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِي النَّارِ وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ. این آیه به توصیف بهشت می‌پردازد و چون در چند آیه قبل سخن از بهشت به عنوان پاداش مؤمنان بود لذا باید گفت این آیه نیز از نظر محتوا به آیات قبل مرتبط است.

آیه شانزدهم: وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُم. ارتباط این آیه با قبل به وسیله واو عطف و لفظی است.

آیه هفدهم: وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَ آتاهُمْ تَقْواهُم. این آیه نیز با واو عطف به قبل متصل است.

آیه هجدهم: فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها فَأَنَّى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِكْراهُمْ. این آیه با فاء عطف به ما قبل متصل است.

آیه نوزدهم: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَ مَثْواكُم. این آیه نیز با فاء عطف به ما قبل متصل است.

آیه بیستم: وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْ لا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَ ذُكِرَ فِيهَا الْقِتالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلى‏ لَهُم. ‏باز این آیه با حرف عطف آغاز شده است و لذا لفظاً به آیات قبل مرتبط است.

آیه بیست و یکم: طاعَةٌ وَ قَوْلٌ مَعْرُوفٌ فَإِذا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكانَ خَيْراً لَهُم. ضمیر هم ارتباط دهنده لفظی این آیه به آیات قبل است.

آیه بیست و دوم: فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُم. ارتباط این آیه نیز با آیه قبل لفظی و به وسیله فاء عطف صورت گرفته است.

آیه بیست و سوم: أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى‏ أَبْصارَه. در آیه قبل مخاطب آیه منافقان هستند و لذا در این آیه می‌فرماید: آنها (منافقان) کسانی هستند که خدا آنها را لعنت کرده است لذا ضمیر هم به آنها بر می‌گردد.

آیه بیست و چهارم: أفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها. فاء عطف ارتباطدهنده این آیه با قبل است.

آیه بیست و پنجم: إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى‏ لَهُم. ‏منظور ازالذین ارتدوا همان کسانی هستند که در آیات قبل خداوند در مورد آنها فرمود: بر قلبهایشان قفل‌هایی است پس این آیه نیز از نظر محتوا به قبل مربوط است.

آیه بیست و ششم: ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرارَهُم‏. این آیه با ضمیر هم به آیه قبل ارتباط لفظی یافته است.

آیه بیست و هفتم: فَكَيْفَ إِذا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُم. فاء عطف ارتباط دهنده این آیه به قبل است.

آیه بیست و هشتم: ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللَّهَ وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهم. ضمیر هم اين آیه را نیز به آیه قبل مرتبط نموده است.

آیه بیست و نهم: أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُم. این آیه را حرف عطف ام به ماقبل ارتباط داده است.

آیه سیام: وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيماهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمالَكُم‏. این آیه را واو عطف به ماقبل مرتبط کرده است.

آیه سی و یکم: وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَكُم. این آیه را نیز واو عطف به ماقبل مرتبط کرده است.

آیه سی و دوم: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدى‏ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ. چون در آیات قبل سخن از منافقان و کافران بود، لذا در این آیه بار دیگر به بحث از آنها پرداخته شده است، پس ارتباط این آیه به قبل محتوایی است.

آیه سی و سوم: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُم. این آیه از آیاتی است که می‌توان گفت در آن شائبه مستقل بودن از قبل وجود دارد و لذا می‌توان گفت از اینجا به بعد واحد نزول دوم این سوره شکل گرفته است اما با کمی دقت در متن آن و همچنین آیات بعد از آن می‌توان دریافت که انقطاعی میان این آیه و آیات قبل به وجود نیامده است زیرا در آیات قبل سخن از مؤمنان و کافران و مقایسه اعمال آنان بود و در این آیات نیز همچنان به بحث از اعمال و سرگذشت این دو گروه پرداخته شده است و لذا باید گفت این آیه از نظر محتوایی به ماقبل وابسته است.

آیه سی و چهارم: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ. آیه نیز مانند آیه قبل از نظر محتوا به قبل مرتبط است چه این که قسمت اول آیه تکرار قسمت اول آیه اول است گوییا کفر ورزیدن و مانع پیوستن مردم به سبیل الله شدن گناه بسیار با اهمیتی است که خدا وند متعال پس از چند آیه دوباره آن را ذکر نموده و مجازات شدیدتری را برای چنین کسانی بیان می‌کند.

آیه سی و پنجم: فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُم. این آیه به وسیله فاء عطف به ماقبل مرتبط است.

آیه سی و ششم: إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَ لا يَسْئَلْكُمْ أَمْوالَكُم. ضمیر کم که به آیه قبل برمی‌گردد ارتباط دهنده این آیه به آیه قبل است.

آیه سی و هفتم: إِنْ يَسْئَلْكُمُوها فَيُحْفِكُمْ تَبْخَلُوا وَ يُخْرِجْ أَضْغانَكُمْ. در این آیه نیز ضمیر کم مرتبط بین آیات است.

آیه سی و هشتم: ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ. این آیه نیز به وسیله ضمیر کم به ماقبل مرتبط شده است.

مشاهده کردیم که تمام آیات این سوره به وسیله ارتباط لفظی یا محتوایی به ما قبل پیوسته بود و هیچ گونه جدایی و گسستگی میان آیات این سوره وجود نداشت، لذا باید گفت کل این سوره به یکباره نازل شده است و این چیز عجیبی نیست زیرا عدد آیات این سوره (38 آيه) عدد زیادی برای نازل شدن یکباره آیات نیست، چرا که کل این سوره فقط چهار صفحه معمولی از قرآن را شامل می‌شود و این مقدار برای اعراب که مشهور است از حافظه بسیار قوی ای برخوردار بودند مقدار زیادی نیست.

2.    بررسی آیات منسوب به تاریخ‌های مختلف

در مورد این که سوره محمد (ص) در مدینه نازل شده است تقریباً میان مفسران هیچ اختلافی وجود ندارد اما نزول برخی آیات این سوره را به تاریخهای متفاوتی نسبت می‌دهند که با یكدیگر و با کل سوره سازگاری ندارد که ما در زیر به بیان آنها می پردازیم:

آیه اول: درباره این آیه آمده است این آیه درباره کسانی نازل شده است که به دشمنان اسلام در جنگ بدر اطعام می‌نمودند، چنان که در تفسیر ابن ابی حاتم از ابن عباس روایت شده است، در این که جنگ بدر در سال دوم هجرت واقع شده است تردیدی وجود ندارد. لذا باید نزول این سوره در سال دوم هجرت باشد در حالی که طبق روایات ترتیب نزول که از روایات قابل اعتماد در مورد نزول قرآن است این سوره بعد از سوره احزاب قرار گرفته است و سوره احزاب که بعد از جنگ احزاب نازل شده است در سال پنجم یا بعد از آن نازل شده است (چون جنگ احزاب از حوادث سال پنجم هجرت می‌باشد)، پس می‌بایست این سوره نیز در سال پنجم یا پس از آن نازل شده باشد و کسی نمی‌تواند بگوید فقط آیه اول در سال دوم نازل شده است و بقیه آیات در سال پنجم به بعد نازل شده است زیرا در بحث قبل اثبات کردیم که این سوره به یکباره نازل شده است.

آیه چهارم: در مورد این آیه روایتی از قتاده وارد شده است که این آیه در جنگ احد نازل گردیده است. همچنان که از ابن عباس نقل شده است که این آیه به کسانی که در جنگ بدر جهاد می‌کردند اشاره دارد، اما باید گفت این روایات نیز به همان دلیل بالا مردود است زیرا جنگهای بدر و احد از حوادث سال دوم و سوم هستند در نتیجه این روایات با روایات ترتیب نزول که از اعتبار بالایی برخوردارند متناقضند.

آیه سیزدهم: قرطبی روایتی از ابن عباس نقل می‌کند که طبق آن این آیه مکی است. آن روایت این است: وقتی پیامبر به سوی غار ثور می‌رفت صورت به مکه برگرداند و فرمود:

انت أحب البلاد الی الله و انت أحب البلاد الیّ و لولا مشرکو اهلک أخرجونی لما خرجت منک

در این هنگام این آیه نازل شد و به پیامبر(ص) بشارت نصرت و مجازات دشمنانش را داد، در حالی که شأن نزول مذکور مربوط به آیه 85 سوره قصص است که بسیاری از مفسران آن را در آنجا ذکر کرده اند (انّ الذی فرض علیک القران لرادک الی المعاد).

آیه بیست و نهم: محمد بن عباس بعد از چهار واسطه از جابر بن عبدالله و او از امام باقر (ع) نقل می‌نماید که فرمود: وقتی که رسول خدا در روز عید غدیر خم علی (ع) را به ولایت و امامت منصوب فرمود، عده‌ای گفتند پیامبر (ص) می‌خواهد با گرفتن زیر بازوی پسر عموی خود او را بلند مرتبه گرداند، سپس خداوند این آیه را بر رسول خویش نازل کرد: (أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُم) در حالی كه این آیه از نظر ظاهری مرتبط به ماقبل است و نمیتوان آن را یک واحد نزول مستقل دانست و اگر بگوییم کل سوره در این روز نازل شده است نیز صحیح نیست زیرا آیات قبل از جنگ و جهاد سخن می‌گوید در حالی که در آن روز که آخرین ماههای زندگی پیامبر بوده است، دیگر بحثی از جهاد وجود نداشت پس نزول این آیه نیز در این تاریخ صحیح نیست.

3.    شناسایی آیات تاریخدار سوره مورد بحث

در سرتاسر سوره محمد (ص) سخن از جنگ و جهاد و بررسی اوصاف مؤمنان و کافران و سرنوشت آنها در جهان دیگر است و در هیچ یک از آیات آن تصریح یا اشارهای به واقعه یا حادثه زمانمندی که در زمان رسول خدا (ص) اتفاق افتاده باشد وجود ندارد زیرا بحث جهاد که در آن مطرح است از مباحثی است که نزول این سوره را در هر جنگی ممکن می‌سازد و هیچ اشاره و یا تصریحی در آن وجود ندارد که به وسیله آن بتوان تشخیص داد که این سوره هنگام یا بعد از کدام جنگ نازل شده است، لذا این مورد هیچ کمکی در تشخیص زمان نزول این سوره نمی‌کند.

4.    شناسایی آیات تاریخدار سوره‌های قبل و بعد

سوره محمد (ص) در روایات ترتیب نزول نود و پنجمین سوره نازله است و سوره‌های احزاب، ممتحنه، نساء، زلزال و حدید به ترتیب سوره‌هایی هستندکه از سال پنجم تا زمان نزول سوره محمد (ص) و سوره‌های رعد، الرحمن، انسان و طلاق سوره‌هایی هستند که پس از این سوره تا سال هفتم نازل شده‌اند.

در مورد آیه شانزدهم سوره حدید (الم یأن للذین آمنوا أن تخشع قلوبهم لذکر الله و ما نزل من الحق و لایکونوا کالذین اوتوا الکتاب من قبل فطال علیهم الامد فقست قلوبهم و کثیر منهم فاسقون) که سوره نازله قبل از این سوره است روایتی به این مضمون آورده‌اند:

این آیه یک سال بعد از هجرت درباره منافقین نازل گردید زیرا آنها از سلمان فارسی سؤال کرده بودند که برای آنها از تورات و عجایبی که درآن کتاب موجود است سخن بگوید.

البته این اتفاق اگر چه ممکن است واقع شده باشد ولی این که این آیه به این دلیل نازل شده باشد صحیح نیست زیرا سوره حدید چند سوره بعد از سوره احزاب نازل شده است و سوره احزاب همزمان یا پس از جنگ احزاب -که وقوعش در سال پنجم هجرت از مسلمات است- نازل شده است و لذا نمی‌توان پذیرفت یک آیه از این سوره 4 سال قبل از نزول کل سوره نازل شده باشد.

در روایت دیگری از ابن عباس و سعید بن جبیر نقل شده است که:

پیامبر (ص) جعفر را با هفتاد نفر به حبشه فرستاده بود تا نجاشی و قوم او را به اسلام دعوت نمایند، در این جریان نجاشی و چهل نفر دیگر ایمان آورده و آن چهل نفر همراه با جعفر به مکه آمدند، آنان وقتی اصحاب پیامبر (ص) را در عسرت و سختی دیدند از پیامبر اجازه خواستند که به اصحاب کمک کنند. پیامبر (ص) اجازه داد. در این هنگام آیه 52 سوره قصص (الذین اتیناهم الکتاب من قبله هم به مؤمنون) درباره آنان نازل شد، بعد از نزول این آیه آنان به مسلمین گفتند:

ای معشر مسلمانان کسانی که از ما به کتاب شما قرآن ایمان آورده باشند از برای آنها دو اجر خواهد بود و کسانی که ایمان به قرآن نیاورده باشند دارای یک اجر خواهند بود.

سپس این آیه (آیه 28 سوره حدید) نازل گردید و فهمانید که اجر و بهره نصیب کسانی خواهد شد که ایمان به محمد (ص) آورده باشند و دو اجر مزبور عبارت از بخشایش نور و مغفرت الهی است، ولی کسی که ایمان به محمد (ص) نیاورده باشد او را هیچ اجر و مزدی نخواهد بود. باید گفت این روایت نیز صحیح نیست زیرا هجرت مسلمانان به حبشه در ماه رجب سال پنجم بعثت و بازگشت آنها در ماه شوال همان سال بوده است و این تاریخ با تاریخ نزول این سوره که در سال پنجم هجرت بوده است سازگار نیست.

همچنین در مورد آیه سی سوره رعد که در روایات ترتیب نزول بعد از سوره محمد (ص) قرار گرفته است آمده است که: مقاتل گوید این آیه درباره صلح حدیبیه نازل شده موقعی که می‌خواستند درباره صلح مزبور چیزی بنویسند، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: بنویس: بسم الله الرحمن الرحیم، در این میان سهیل بن عمرو و مشرکین گفتند: ما رحمن نمی‌شناسیم بنویس: بسمک اللهم چنان که اهل جاهلیت می نوشتند، پس از این گفتار پیامبر(ص) به علی (ع) گفت: بنویس که این صلح نامه ایست که با آن محمد (ص) رسول خدا صلح کرده است مشرکین گفتند: ما اگر معترف به رسالت و نبوت بودیم هرگز با تو از در جنگ وارد نمیشدیم باید نام خود و پدرت را بنویسی و این لقب را از متن پیمان برداری در این هنگام این آیه نازل شد (کذلک ارسلناک فی امه قد خلت من قبلها امم لتتلو علیهم الذی اوحینا الیک و هم یکفرون بالرحمن قل هو ربی لا اله الا هو علیه توکلت و الیه متاب).

این روایات یکی از روایاتی است که نزول سوره محمد (ص) را در حدود سال پنجم هجرت اثبات می کند زیرا نزول سوره رعد اگر طبق این روایت همزمان با صلح حدیبیه یا بعد از آن باشد -در حالی که صلح حدیبیه از حوادث سال ششم است- در سال ششم بوده است و لذا سوره محمد (ص) که در روایات ترتیب نزول سوره قبل از آن است میتواند در اواخر سال پنجم یا اوایل سال ششم نازل شده باشد. به طور خلاصه باید گفت با توجه به سوره های نازله قبل از این سوره می‌توان نتیجه گرفت که سوره محمد (ص) در حدود اواخر سال پنجم یا اوایل سال ششم نازل شده است، زیرا سوره احزاب که پنجمین سوره قبل از این سوره است در سال پنجم نازل شده است و سوره رعد که پس از این سوره است، در سال ششم نازل شده است و لذا باید این سوره در اواخر سال پنجم یا اوایل سال ششم نازل شده باشد.

5. شناسایی میانگین تاریخ نزول سوره مورد بحث

با استفاده از روایات ترتیب نزول و با میانگیری تعداد آیات یا تعداد کلمات سوره ها سوره محمد در حدود سال ششم هجرت نازل شده است.

این احتمال به نوعی مؤید احتمالی است که در مبحث قبل بیان کردیم، زیرا در مبحث قبل با توجه به شواهد و قرائن گفتیم این سوره به احتمال زیاد در اواخر سال پنجم یا در اوایل سال ششم هجرت نازل شده است.

6 . تفسیر موضوعی تاریخي

یکی از موضوعاتی که در سوره محمد (ص) توجه انسان را به خود جلب می کند موضوع اسیر گرفتن توسط پیامبر (ص) و مسلمانان است که یکی از اجزاء مهم جهاد اسلامی می باشد و در این سوره به مناسبت بحث از جهاد بحث از آن نیز مطرح شده است، با این حال تنها پنج بار این کلمه یا مشتقاتش در قرآن ذکر شده است. خود کلمه اسیر تنها یک بار در قرآن در سوره انسان آمده است آنجا که میفرماید: (ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا). منظور از اسیر در اینجا کسی است که در جنگ مسلمانان با مشرکان به دست آنها گرفتار شده است و از آنجائی که در شأن نزول این آیه آمده است اسیر با پای خود به درب خانه امیرالمومنین (ع) آمده بود فهمیده می‌شود در آن زمان زندانی برای اسیران وجود نداشته است و اسیران به صورت برده میان مسلمانان زندگی می‌کردند و در سه آیه دیگر کلمه اسیر به صورت جمع و در یک آیه نیز به صورت فعل به کار رفته است. این پنج مورد تنها موارد کاربرد این کلمه در قرآن است، اما این که اسیر گرفتن و احکام آن در صدر اسلام چگونه بوده است از دو آیه‌ای که در قرآن در این موضوع نازل شده است و روایات مربوط به آن استنباط می‌شود.

در یکی از این دو آیه کلمه اسری جمع اسیر به کار گرفته است و در آیه دیگر هیچ ذکری از این کلمه به میان نیامده است و با توجه به قرائن می‌توان فهمید که منظور اسیر گرفتن و چگونگی رفتار با آنان است. خود کلمه اسیر به طوری که گفته اند به معنای این است که مرد جنگی حریف خود را دستگیر کرده ببندد و شخص مشدود (بسته) را اسیر گویند.

نخستین آیه‌ای که در این زمینه نازل شده است آیه 67 سوره انفال ميباشد که در آن میفرماید: (ما کان لنبی ان یکون له اسری حتی یثخن فی الارض) هیچ پیامبری حق ندارد اسیران جنگی داشته باشد مگر اینکه به اندازه کافی جای پای خود را در زمین محکم کند و ضربه‌های کاری و اطمینان بخش به پیکر دشمن وارد سازد. واژه یثخن به معنای پیروزی و غلبه آشکار و قدرت و شدت است، یعنی هیچگاه مسلمانان پیش از شکست کامل دشمن نباید به فکر گرفتن اسیر باشند، زیرا چنانکه از پاره‌ای از روایات استفاده می شود بعضی از مسلمانان تازه کار در میدان بدر سعی داشتند دشمن را تا ممکن است اسیر کنند، برای اینکه طبق معمول جنگهای آن روز پس از خاتمه جنگ مبلغ قابل ملاحظه ای به نام فدیه یا فداء می‌گرفتند و اسیران را در مقابل آن آزاد میکردند، قرآن ميفرماید: گرفتن اسیر تنها در صورتی مجاز است که اطمینان کامل از پیروزی بر دشمن مهاجم حاصل شود در غیر این صورت باید با ضربات قاطع و کوبنده و پی در پی قدرت و نیروی دشمن را از کار بیندازند و سپس به گرفتن اسیر بپردازند. همان گونه که در شأن نزول سوره انفال آمده است این سوره در زمان جنگ بدر نازل شده است؛ در روایت آمده است: حسن بصری و عکرمه گویند تمام سوره انفال در جنگ بدر نازل گردیده است.

آیه دوم مورد بحث، آیه چهارم همین سوره (سوره محمد (ص)) است که خداوند میفرماید: (فاذا لقیتم الذین کفروا فضرب الرقاب حتی اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق فإمّا منّاً بعد و إمّا فداءً حتی تضع الحرب اوزارها) هنگامی که با کافران در میدان جنگ روبرو می‌شوید با تمام قدرت به آنها حمله کنید و گردنهایشان را بزنید تا به اندازه کافی دشمن را در هم بکوبید، در این هنگام اسیران را محکم ببندید سپس یا بر آنها منت گذارید (و آزادشان کنید یا در برابر آزادی از آنها فدیه بگیرید تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد. در آیه قبل تنها به زمان جواز اسیر گرفتن اشاره شده است اما در این آیه علاوه بر تکرار آن مطلب، احکام رفتار با اسیرانی که در جنگ گرفته شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند نیز بیان شده است. آیه می‌فرماید: بعد از خاتمه جنگ یا بر اسیران منت بگذارید و بدون عوض آزادشان کنید و یا از آنها فدیه و عوض بگیرید و آزادشان نمایید.

و به این ترتیب اسیر جنگی را نمی‌توان بعد از پایان جنگ به قتل رسانید بلکه رهبر مسلمین طبق مصالحی که در نظر می‌گیرد آنها را گاه بدون عوض و گاه با عوض آزاد می‌سازد و این عوض در حقیقت یک نوع غرامت جنگی است که دشمن باید بپردازد.

البته حکم سومی هم در این رابطه در اسلام هست که اسیران را به صورت بردگان در‌آورند ولی آن یک دستور الزامی نمی‌باشد، بلکه در صورتی که رهبر مسلمین در شرایط و ظروف خاصی آن را لازم ببیند قابل اجراست. و شاید به همین دلیل در متن قرآن صریحاً نیامده و تنها در روایات اسلامی منعکس شده است.

با توجه به توالی و ترتيبی که میان این احکام وجود دارد (و در آیه اول فقط سخن از اسیر گرفتن است و در آیه دوم احکام برخورد با اسیران جنگی بیان شده است) می‌توان فهمید که این سوره از سال دوم هجرت به بعد نازل شده است و با توجه به سایر آیات این سوره و با توجه به روایات ترتیب نزول، زمان نزول این سوره، اواخر سال پنجم هجرت یا اوايل سال ششم تشخیص داده می‌شود.

7. توضیح بستر تاریخی نزول سوره

در مباحث پیش با استفاده از آیات سوره و روایات شأن نزول و شناسایی آیات تاریخ دار سوره‌های قبل و بعد و شناسایی میانگین تاریخ نزول سوره مورد بحث و تفسیر موضوعی تاریخی به حدود نزول این سوره در مدینه دست یافتیم و فهمیدیم که این سوره (با توجه به روایات ترتیب نزول و ...) در حدود سال پنجم تا هفتم هجری نازل شده است اما باز به زمان دقیق نزول آن دست نیافتیم زیرا در کتب تاریخ اسلام و سیره پیامبر هیچ اشاره و تصریحی که دال بر نزول این سوره در زمان خاصی باشد وجود ندارد و بر خلاف تلاش فراوان محقق برای یافتن سال نزول این سوره هیچ قرینه‌ای در این زمینه به دست نیامد، جز یک روایت که در آن آمده است: حضرت رسول صلوات الله علیه پس از جنگ بنی‌مصطلق بر عده‌ای منت گذاشت و آنها را بدون فدیه آزاد کرد و برخی را در اختیار سپاهیان اسلام قرار داد.

با جستجو در کتب تاریخی مثل سیره ابن هشام مشخص شد که غزوه بنی مصطلق در شعبان سال ششم هجری صورت گرفته است. از آنجایی که این رفتار پیامبر طبق آیه چهارم این سوره بوده است که در آن آمده بود اسیران را یا با فدیه یا بدون فدیه آزاد کنید و نیز طبق اختیارات خود، آن حضرت برخی اسیران را به صورت برده در اختیار مسلمانان قرار داده بود و برخی را آزاد کرده بود، لذا می‌توان دریافت که سوره محمد (ص) در حین جنگ بنی مصطلق یا قبل از آن نازل شده است زیرا مسلماً پیامبر (ص) بدون اذن خداوند اقدام به آزاد نمودن یا برده قرار دادن اسیران نمی‌نمود.

نتیجه

سوره محمد سوره‌ای است مدنی که در زمان یکی از جنگهای پیامبر (ص) با دشمنانش یا پس از آن نازل شده است و از آنجایی که این سوره در روایات ترتیب نزول -که از روایات موثق است- پس از سوره احزاب -از حوادث سال پنجم- قرار دارد و با توجه به روایتی که در مبحث هفتم ذکر شد و گفتیم این سوره به احتمال زیاد در شعبان سال ششم هجری (هنگام غزوه بنی مصطلق) یا قبل از آن نازل شده است، باید گفت دقیق‌ترین زمانی که می‌توان برای نزول این سوره ذکر کرد بازه زمانی میان ذی قعده سال پنجم (زمان جنگ احزاب) و شعبان سال ششم هجری می‌باشد و از آنجایی که بعد از سوره احزاب و قبل از سوره محمد (ص) سوره‌های ممتحنه و نساء و زلزله و حدید نازل شده‌اند باید گفت زمان نزول این سوره به احتمال زیاد همان زمان غزوه بنی مصطلق -شعبان سال ششم- و یا آخرین جنگی گه قبل از این غزوه صورت گرفته، بوده است زیرا پیامبر (ص) بعد از این غزوه طبق آیه چهارم این سوره با اسیران برخورد نموده است که این دلیل بر نزول این سوره در آن هنگام یا قبل از آن بوده است.

فهرست منابع

1.     قرآن کریم

2.  تاریخ تحقیقی اسلام، محمدهادي يوسفي غروي، ج 3، موسسه امام خميني، قم، 1382.

3.  ترجمه تفسیر المیزان، سيد محمد باقر موسوي همداني، دفتر انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم، 1374.

4.  تفسیر مجمع البیان، فضل بن حسن طبرسي، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372.

5.     تفسیر نمونه، ناصر مكارم شيرازي، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1374.

6.     درآمدی بر تاریخ گذاری قرآن، جعفرنکونام، نشر هستی‌نما، تهران 1380.

7.     سیره ابن هشام، دار احيا التراث العربي، بيروت، 1417.

8.     فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، جعفر سبحاني، نشر مشعر، تهران، 1375.